محمد حسينى همدانى نجفى

71

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

و از يك ديگر بىخبرند مثلا عالم نباتات كه اقسام بىشمار دارند و هر يك شكل مخصوص و آثار خاص و چگونگى رشد و محصول آنها مختلف و گوناگون است و در همه آنها نظام مخصوص به خود آن نوع پيوسته فرمانروا و جارى است و هرگز تخلف پذير نخواهد بود مثلا درخت بادام شكل مخصوص و محصول خاص دارد و هرگز تخلف پذير نبوده و نخواهد بود . و همچنين ابرهاى سنگين و باردار كه در اثر تماس و برخورد با سطح درياها رطوبتها را جذب نموده بار دار گشته و با سنگينى باقطار دور دست سوق داده شده و قطرات باران فرو مىبارد و اراضى و سرزمينها و كشتزارها را سيراب مىنمايند . بديهى است چگونه تصور ميرود كه بدون تأثير نيروهاى غيبى و فرشتگان اين چنين تدبيرى بطور منظم و حساب شده در فصل پائيز و بهار پيش بيايد و كوهها و دشتها و مراتع و كشتزارها را سيراب نمايد . به همين قياس براى هر ظاهرى سيرت و باطنى و براى هر نوع نباتات و درختان نيروهاى غيبى خواهد بود كه حافظ نظم و سير تكاملى و رشد و نماى آنها خواهند بود كه حافظ آنها بوده و مراقبت مىنمايند مثلا شكوفه‌ها را با نظام مخصوص پس از گذشت فصل بهار و تابستان به صورت محصول و ميوه در مىآورند و هرگز بدون نيروى غيبى شاعر اين نظم دايم ميسر نخواهد بود و از جمله نيروها و موجوداتى است كه ساحت كبريائى آنها را براى تأمين زندگى بشر مسخر فرموده و آيات كريمه مانند ( وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى ) ناظر به اين نيروهاى ناپيدا است و نظر توحيد افعالى بساحت كبريائى نسبت داده شده است . قوله عليه السلام : و كل شىء منها بشىء محيط و المحيط بما احاط منها الواحد الاحد الصمد الذى لا يغيره صروف الازمان : بيان نظام عالم طبع است كه بر اساس تأثير و تأثر و فعل و انفعال نهاده شده